تبليغاتX
تبليغات X
انچه شما خواسته اید

بچه ها من از فردا میرم اصفهان و از اونجا اداره می کنم

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان کرديم

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

عاشقي عاشق باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش و به مهرباني مهر بورز. با آشتي اشتي کن و از جدايي جدا باش.

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

ما واسه هم مثه کتاب میمونيم. وقتی به انتها میرسي میرن سراغ یکی دیگه پس مراقب باش به دست هرکس ورق نخوری

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

مي دوني اگه صخره و سنگ تو مسيره رودخانه ي زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست؟

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

 بچه ها به پنج دليل دوست داشتني اند: 1_گريه مي كنند چون گريه كليد بهشته. 2_قهركه مي كنند زود آشتي مي كنند چون كينه ندارند. 3_چيزي كه مي سازند زود خراب مي كنند چون به دنيا دلبستگي ندارند. 4_با خاك بازي مي كنند چون تكبر ندارند. 5_خوراكي كه دارند زود مي خورند و براي فردا نگه نمي دارند چون آرزوهاي دراز ندارن

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

بياييدکمترخطوط قلبمان را اشغال کنيم. شايد خداپشت خط باشد.
+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

 من سر راه تو دامي از عشق پهن کردم ولي تو به سرعت از کنار آن رد شدي و گفتي ميگ ميگ
+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

 آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد. پروفسور محمد حسابي

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

چنان دل کندم از دنيا که شکلم شکل تنهاييست ببين مرگ مرا در خويش که مرگ من تماشاييست

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار. عشق يعني يك تمنا، يك نياز، زمزمه از عاشقي با سوز و ساز. عشق يعني چشم خيس مست او، زير باران دست تو در دست او

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

بخون به سلامتي هر چي عاشقه 1- به سلامتي سه كس : غريب ، تنها ، بي كس 2- به سلامتي گاو چون كه نگفت من ، گفت ما ?- به سلامتي كرم خاكي به خاطر خاكي بودنش ?- به سلامتي خيار به خاطر اينكه يار داره 5- به سلامتي شلغم به خاطر اينكه غم داره 6- به سلامتي كلاغ ، هر چند كه سياهه ولي عوضش يه رنگه 7- به سلامتي ديوار كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميكنن 8- به سلامتي شمع که تا آخرش به پات ميسوزه

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

هيچ کس براي شکست خوردن نقشه نميکشد بلکه اين نقشه است که اگر اشتباه کشيده شود به شکست ميانجامد

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

 دنياي عجيبي است؛ وقتي مي خواهي گريه کني، شانه اي نداري تا سر بر آن گذاري و غم دلت را زار زار اشک بريزي و وقتي شانه اي براي گريستن داري ديگر اشکي براي ريختن نداري، و نه حتي نيازي به ريختن اشک

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

باران! تو ای فراتر از همه ی وجود و ای پاک ترین مقدسات آسمانی امشب بر من ببار می خواهم امشب از تمام شبهای عمرم پاک تر بشوم.... بر من ببار می خواهم امشب آخرین شب دلتنگیم باشد.

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

 در بین تمامی مردم تنها عقل است که به عدالت تقسیم شده زیرا همه فکر می‌کنند به اندازه کافی عاقلند

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

اشتباهي كه همه عمر پشيمانم از آن اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم پيش از اين مردم دنيا دلشان درد نداشت ..... ؟! خودمانيم ... !!! زمين اين همه نامرد نداشت

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

مي دوني اگه صخره و سنگ تو مسيره رودخانه ي زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست؟
+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

خوشبختی میتواند مجموعه ای از بدبختیهائی باشد كه بر سرمان نیامده است
+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

 آى خدا دلگیرم ازت آى زندگى سیرم ازت آى زندگى میمیرم و عمرم رو میگیرم ازت این غصه هاى لعنتى از خنده دورم میكنن این نفس هاى بى هدف زنده به گورم میكنن چه لحظه هاى خوبیه ثانیه هاى آخر فرشته ى مردن من من رو از اینجا میبره آى خدا دلگیرم ازت آى زندگى سیرم ازت آى زندگى میمیرم و عمرم رو میگیرم ازت چه اعتراف تلخیه انگار رسیدم ته خط وقت جدایى از همس آى دنیا بیزارم ازت لعنت به این تولدى كه ما رو انداخت تو هچل...

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

 زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

فکرشو کن یه شب با هم یه گوشه ای تنها باشیم با چهار تا دیوار و یه سقف جدا از این دنیا باشیم من باشم و تو باشی و یه جفت دلهای بیقرا فرصت خوب انتقام از لحظه ای انتظار فکرشو کن عروسکم به اون شب پر التهاب چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب فکرشو کن دستهای من رو قلب تو جون بگیره دل دل بیقرارتو، توو سی - نه آروم بگیره نه ساعتی باشه که شب سر بره و تموم بشه نه هیچ کسی سر برسه ، ثانیه ای هروم بشه چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

مشترک گرامي! اعتبار دوستي شما رو به اتمام است. لطفا جهت شارژ مجدد يک بوس ارسال نماييد

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

نمی دونم گنجشک ها که شبیه هم هستند چه جوری همدیگه رو می شناسن و نمی دونم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگه من و نمی شناسی

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

انالله وانااليه راجعون... ارسال كننده اين پيام كشته ومرده شماست
+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

گاهي بيا و لحظه‌اي بمان دستي به روي شانه‌ي من بگذار تا از فراز ماندنت اين سطرهاي در هم و برهم اين تلخ نوشته هايم و اين شعرهاي مبهم و خط خورده‌ي مرا در دفترم بخواني تا سطرهای تار روشن شوند تا من قلم به دست تو بسپارم تا تو به دست من بنويسي آمدنت را

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟ آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی روی تو را کاشکی می دیدم شانه بالا زدنت را بی قید و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر را که عجب! عاقبت مرد؟ افسوس

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

 زندگي هنر نقاشي کردنه بدون استفاده از پاک کن. سعي کن هميشه طوري زندگي کني که وقتي به گذشته بر مي گردي نيازي به پاک کن نداشته باشي

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

 زندگي هنر نقاشي کردنه بدون استفاده از پاک کن. سعي کن هميشه طوري زندگي کني که وقتي به گذشته بر مي گردي نيازي به پاک کن نداشته باشي

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

تواگه پائيز زردي واسه من بهار سبزي...تواگه هواي سردي واسه من هميشه گرمي...تواگه ابر سياهي واسه من ابر بهاري...تواگه دشت گناهي واسه من يه بي گناهي... تواگه غرق نيازي واسه من يه بي نيازي...تواگه رفيق راهي واسه من يه تکيه گاهي...تواگه دلت زسنگه واسه من خيلي قشنگه... تواگر هرچه هستي من توراباانچه هستي دوست دارم

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

یه قورباغه با یه اردک ازدواج میکنه ... اگه گفتی بچشون چی میشه ؟ ... بچه دار نمیشن ... ترو خدا براشون دعا کن ... داره زندگیشون ازهم مي پاشه

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

 دیروز با یک دسته گل امده بود به دیدنم با یک نگاه مهربون همون نگاهی که سالها ارزو شو داشتم و از من دریغ می کرد گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ولی من فقط نگاهش کردم .. وقتی رفت سنگ قبرم از اشکش خیس شده بود

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

پیداست هنوز شقایق نشدی / زندانی زندان دقایق نشدی /وقتی که مرا از دل خود می رانی / یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی زرد است که لبریز حقایق شده است /تلخ است که با درد موافق شده است / شاعر نشدی و گرنه می فهمیدی /پاییز بهاریست که عاشق شده است

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

تورو ديدم تو هوشياري ...نه مستي! *درِ دروازه ي دنيارو بستي *نميدونم چي شد به دل نشستي ***تورو ميخوام واسه هرچي كه هستي

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

این روزها ، انسان قیمت همه چیز را می داند ، ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند
+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |

 سنگي که پرتاب شده باشد حرفي که از دهان خارج شده باشد فرصتي که از دست رفته باشد زماني که سپري شده باشد

+ نوشته شده در <-PostDate- >ساعت توسط عادل |