تبليغاتX
انچه شما خواستید
آخرین اخبار
 
 

عسلم، گلم، نازم، عمرم، جونم، قشنگم، نفسم، عشقم، قربونت بشم، دورت بگردم. اينا رو تمرين مي کني منو ديدي بهم بگي

+ نوشته شده در بیست و نهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

يه سلام آلبالويي به تو كه خيلي هلويي، يه سلام توت‌فرنگي به تو كه خيلي قشنگي، يه سلام پرتقالي به تو كه خيلي باحالي

+ نوشته شده در بیست و نهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

 خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش ولي بيخيالي نكن. حرف بزن ولي وراجي نكن. دوستت دارم........... ........... ولي پورو نشو
+ نوشته شده در بیست و نهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

 عشق  یعنی دستهایی رو به دوست عشق یعنی مرگ در راهت نکوست عشق یعنی شاخه ای گل در سبد عشق یعنی دل سپردن تا ابد عشق یعنی سروهای سربلند عشق یعنی خارها هم گل کنند عشق یعنی تو بسوزانی مرا عشق یعنی سایه بانم من تو را عشق یعنی بشکنی قلب مرا عشق یعنی می پرستم من تو را عشق یعنی آن نخستین حرفها عشق یعنی در میان برفها عشق یعنی یاد آن روز نخست عشق یعنی هر چه در آن یاد توست عشق یعنی تک درختی در کویر عشق یعنی عاشقانی سر به زیر عشق یعنی بگذری از هفت خان

+ نوشته شده در بیست و نهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

عشق یعنی با تو خواندن از جنون عشق یعنی سوختنها از درون عشق یعنی سوختن تا ساختن عشق یعنی عقل و دین را باختن عشق یعنی دل تراشیدن ز گل عشق یعنی گم شدن در باغ دل عشق یعنی تو ملامت کن مرا عشق یعنی می ستایم من تو را عشق یعنی در پی تو در به در عشق یعنی یک بیابان درد سر عشق یعنی با تو آغاز سفر عشق یعنی قلبی آماج خطر عشق یعنی تو بران از خود مرا عشق یعنی باز می خوانم تو را عشق یعنی بگذری از آبرو عشق یعنی کلبه های آرزو عشق یعنی با تو گشتن هم کلام عشق یعنی

+ نوشته شده در بیست و نهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

 اگر يه اصفهاني برات 1 اس ام اس داد ، بدون که به يادته ، اگر 2 تا اس ام اس فرستاد بدون که خيلي خاطرت مي خواد ، اگر 3 تا اس ام اس فرستاد ، بدون که موبايل مال خودش نيست

+ نوشته شده در بیست و نهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

چگونه جواد را بشناسيم؟ ?) تفريح رفتن با وانت رو خيلي مي پسندن ?) شلوار پارچه اي رو با کتوني مپوشن ?) پشت مو حتما مي ذارن ?) عاشق رنگ قرمز پر رنگ هستن ?) تو کافي شاپ آب دوغ خيار سفا رش ميدن ?) خوانندگان مورد علاقه شان جواد يساري . عباس قادري وداوود بهبودي ?) با موبايل روشن ميرن تو کتاب خونه ?) لباس كاموايي رو ميذارن تو شلوار
+ نوشته شده در بیست و هشتم مهر 1386ساعت توسط عادل |

ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد آرنج خود را ليس بزنيد؟ آيا ميدانستيد که: پشه ها دندان دارند؟ آيا ميدانستيد که: 80% افرادي که اين مطلب را ميخوانند سعي مي کنند آرنجشان را ليس بزنند؟

+ نوشته شده در بیست و هشتم مهر 1386ساعت توسط عادل |

مي نويسم (( د ي د ار )) تو اگر بي من و دلتنگ مني ... يك به يك فاصله ها را بردار

+ نوشته شده در بیست و هشتم مهر 1386ساعت توسط عادل |

قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده / بهش میگن پاشو فوتبال شروع شده / میگه نه من برانکاردم

+ نوشته شده در بیست و هشتم مهر 1386ساعت توسط عادل |

ما کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن. اين حقيقت زندگيه. عجيبه ولي حقيقت داره.

+ نوشته شده در بیست و هشتم مهر 1386ساعت توسط عادل |

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم

+ نوشته شده در بیست و ششم مهر 1386ساعت توسط عادل |

باز در كلبه ي عشق عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد
+ نوشته شده در بیست و ششم مهر 1386ساعت توسط عادل |

آهسته و بي دغدغه گامهايم را روي برگها گذاشتم،گورستان نارنجي در نظرم مثل بوستاني پر گل آمد و قامت بر افراشته سپيدارهاي زرين پوش،همچو پناهگاهي بي اتكا در برابر تابش بي رمق خورشيد در مقابلم جلوه گر شد.سرمست از باده زندگي در زير اين همه زيبايي و شكوه پاييز،گام بر داشتم و در حيرت زيبايي مرگ درختان به فكر فرو رفتم مگر مي شود جز در قاموس خدا،جاي ديگر،مرگي بدين زيبايي يافت؟پرواز روح زندگي گياه را اينگونه روياگون تماشا كرد و بر خزانش اشك نريخت ؟

+ نوشته شده در بیست و ششم مهر 1386ساعت توسط عادل |

پير بابا گفته احمدي نژاد دوسال پيش مرده!!!!

+ نوشته شده در بیست و سوم مهر 1386ساعت توسط عادل |

 مي خواستم شمع باشم تا آخر عمر برات بسوزم... ولي نامرد اديسون برق رو اختراع كرد
+ نوشته شده در بیست و یکم مهر 1386ساعت توسط عادل |

سوال : اگر خانم دکتر برديا حامله باشد ، پدر بچه کيست ؟ 1.دکتر پژوهان 2.دکتر جودت 3.دکتر نائيني 4.اليــــــاس 5.قدياني 6.موسوي 7.پيـــــــر بابا 8. يا يک عامل نوفوذي از شبکه 2 حاج يونس فوتوحي

+ نوشته شده در بیست و یکم مهر 1386ساعت توسط عادل |

خدایا ما را در این شب عید فطر از شر الیاس و پدران ما را از شر هستی در امان بدار
+ نوشته شده در بیست و یکم مهر 1386ساعت توسط عادل |

يادها رفتندو ما هم ميرويم از يادها. کي بماندبرگ کاهي در ميان بادها
+ نوشته شده در بیست و یکم مهر 1386ساعت توسط عادل |

+ نوشته شده در بیستم مهر 1386ساعت توسط عادل |

با درب باز کن الياس راحت زندگي کنيد - درب بازکن هاي الياس بدون ريموت کنترل فقط اراده کنيد
+ نوشته شده در بیستم مهر 1386ساعت توسط عادل |

 موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينه كه منتظرت بمونه

+ نوشته شده در بیستم مهر 1386ساعت توسط عادل |

به فرمانده پادگان خبر دادند كه پدر يكي از سربازان يك روز قبل مرده است. فرمانده گروهبان را احضار كرد و به او گفت: برو و به اميرخاني خبر بده كه پدرش مرده، منتهي جوري خبر بده كه ناراحت نشه و ضمناً اصول نظامي رو هم رعايت كن. گروهبان سربازان رو به صف كرد و گفت: هر كدوم از شما كه پدرش امروز مرده يك قدم بياد جلو. كسي جلو نيامد، گروهبان گفت: سرباز اميرخاني! چون از دستور مافوق اطاعت نكردي، يه هفته بازداشتي
+ نوشته شده در بیستم مهر 1386ساعت توسط عادل |

به ترکه ميگن شما ترکي؟ ميگه نه به خدا بيا بگرد
+ نوشته شده در بیستم مهر 1386ساعت توسط عادل |

عشق تو تو قلبم مث يه افغانيه که هيچ جوري از ايران بيرونش نميشه کرد
+ نوشته شده در بیستم مهر 1386ساعت توسط عادل |

 رشتيه كتك ميخوره ميگه :بزار پسر بزرگم بياد، حسابتونو ميرسه شما حريف كردا نمي شين
+ نوشته شده در هفدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

هرگاه تصمیم مهمی میگیرم آن را با تو در میان میگذارم هرگاه که روز سختی را دارم در کنار تو بودن دشواریش را از یاد میبرم هرگاه که دلسرد میشوم از انچه که میکنم میتوان همیشه به دلگرمی های تو تکیه کنم هرگاه برای من پیشامد نیکی رخ میدهد شادمانی تو نیکی مرا دوچندان میکند هرگاه رویاهایی نو در سر دارم میتوانم به پشتیبانی تو تکیه کنم هرگاه که میبینم در پی انجام کاری اشنباه هستم تنها با بوسهای از تو مرا به راه میاورد بدان خاطر مه میفهمم هیچ چیز در زندگی پر ارزش تر از عشق تو نیست و من

+ نوشته شده در هفدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

در میان خنده ها و گریه هایم همیشه کسی هست که ترانه هایم را تقدیمش کنم ترانه ای خواهم ساخت و به چشمانش خواهیم باخت هر شب برای چشمانش ستارهای از اسمان عشق میچینم و هر روز از نگاه خورشید سخن میگوییم صدای او صدای برگهای صنوبر است و قلب او نیز همیشه در گهواره کوچک قلبم خواب است .او را میشناسم و به امید او نفس میکشم تنها میگوییم دوستش دارم

+ نوشته شده در هفدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

 روزگار غریبی است گاه رنگها نیرنگها اهنگها فاصله به قدر هزاران سال نوری را بین انسانها میاندازد.زندگی به این معنی است که عاشقی داشته باشی و عاشقت کسی باشد که خواهان تو باشد و ای عشق بدان که تنها عاشقت هستم .

+ نوشته شده در هفدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

 وقتي قرار شد من بيقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگيم باشي... از هر چه قرار است غير تو باشد... خواهم گذشت

+ نوشته شده در هفدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟

+ نوشته شده در شانزدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

 ابر بارنده به دريا ميگفت من نبارم تو كجا دريايي؟! ......در دلش خنده كنان دريا گفت :ابر بارنده تو خود از مايي

+ نوشته شده در شانزدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

مي دوني آدما بين «الف» تا « ي» قرار دارند . بعضي ها مثل "ب" برات مي ميرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت مي شوند، مثل "م" منتظر مي مونند، تا يک روز مثل "ي" يارت بشن

+ نوشته شده در شانزدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد

+ نوشته شده در شانزدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

سلام ببخشيد مزاحم شدم.ا...ا...ا... اشتباه مزاحم شدم.اصلا براي چي مزاحم شدم؟ کاش مزاحم نمي شدم بد موقع مزاحم شدم .نه؟! خيلي بد شد ... دوباره مزاحم نمي شم راستي! حالا که مزاحم شدم بزار يه چيزي بهت بگم به شرطي که طاقتشو داشته باشي ميخواستم ... ميخواستم بگم :ببخشيد مزاحم شدم :)

+ نوشته شده در شانزدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

يك سكه تو قزوين مي افته رو زمين اثار باستاني ميشه
+ نوشته شده در شانزدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست

+ نوشته شده در شانزدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

ترانه اي روي زمين افتاده بود. قناري كوچكي آن را برداشت ودر گلوي نازك خود ريخت. ترانه آب شد.با اودر آميخت. ترانه آب شد.ترانه خون شد.ترانه نفس شد وزندگي. قناري ترانه را سر داد. ترانه از گلوي قناري به اوج رسيد ترانه معنا يافت.ترانه جان گرفت.قناري نيز؛ و همه دانستند كه ازاين پس ترانه، بودن است. ترانه ،هستي است. ترانه جان ،قناري است

+ نوشته شده در دوازدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

زندگی بیش از سه برگ شناسنامه نیست . برگ اول تولد و نام که دست خودمان نیست . برگ دوم عشق و ازدواج و تولید نسل که به اراده ما بستگی دارد . و برگ اخر مرگ که ان هم به اختیار ما نیست

+ نوشته شده در دوازدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |

زندگی را دوست می دارم ولیکن این همه رنج و تعب از بهر چیست؟ زندگی را دوست می دارم ولیکن این همه تلخی و شیرینی زچیست؟ زندگی را دوست دارم ولیکن من نمی دانم چرا ما امدیم و می رویم؟ دوست داشتن عشق ورزیدن چرا؟ دل بریدن خسته بودن بسته بودن در چرا؟

+ نوشته شده در دوازدهم مهر 1386ساعت توسط عادل |