تبليغاتX
انچه شما خواستید
آخرین اخبار
 
 

چرا غم ها نمي دانند كه من غمگين ترين غمگين دنياييم بيا اي دوست با من باش كه من تنها ترين تنهاي دنيايم
+ نوشته شده در سی ام فروردین 1385ساعت توسط عادل |

 دلتنگي هايم را به كي بگويم ؟ به شعر او كه با اين همه احساسات وامانده به قلم كه تاب ماندن ندارد , كاغذ او پر از شب نوشته هاي تنهايي ام شده به تو چون كه تو مي شنوي و مي گريزي و فراموش مي كني , دلتنگي هايم را به تو كه مي گويم دلتنگ تر مي شوم پس تو بگو دلتنگي هايم را به كي بگويم ؟
+ نوشته شده در سی ام فروردین 1385ساعت توسط عادل |

روزی جمعی از مریدان شیخ نزد شیخ آمده اند و گفتند :یا شیخ مدتی است که در شهر شلوار کوتاه رایج گردیده و دختران بسیاری این البسه بر تن می کنند. در مذمت شلوار کوتاه چیزی بگو تا دختران از پوشیدنش صرف نظر نمایند. شیخ ما خروشید و گفت :خاموش !!!!! که شلوار کوتاه را فایده بسیار است و من در مذمتش هیچ نگویم گفتند: یا شیخ ! فایده اش چیست؟؟؟؟ شیخ ما گفت : چون دختران شلوار کوتاه پوشند ، پسرها سر به زیر گردند و پایین را بنگرند. چون پایین را بنگرند هم از گزند تیرشیطان در امان مانند هم از شر چاله

+ نوشته شده در سی ام فروردین 1385ساعت توسط عادل |

عشق بين دو نفر اين نيست كه هر دو زير باران خيس شوند عشق آن است كه يكي چتر شود براي ديگر... و ديگري هيچگاه نفهمد كه چرا خيس نشود

+ نوشته شده در سی ام فروردین 1385ساعت توسط عادل |

براي به دست اوردن عشقت با تمام وجودت بجنگ  ولي هرگز اون رگدايي نکن  چون له ميشي  پودر ميشي له ميشي نابود ميشي
+ نوشته شده در بیست و نهم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

از عشقش دارم  ميميرم.نميدونم چي کار کنم. خوب دوسش دارم .ولي مياخن اونو ازم بگيرن .ولي من با تمامه وجود دوسش دارم.خدااااااااااا ا.انرژي هسته اي رو از من نگيريد
+ نوشته شده در بیست و نهم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

کجاي ؟ نيستي ؟ توريستي ؟ امپرياليستي ؟ کمونيستي ؟ فاشيستي ؟ دمکراتيستي ؟ خدايي نکرده مريض که نيستي ؟ راستي،تو خودت نمره بيستي
+ نوشته شده در بیست و نهم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
+ نوشته شده در بیست و نهم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

در گذرگاه زمان خيمه شب بازي دَهر با همه تلخي و شيريني خود مي گذرد عشقها مي ميرند، رنگها رنگ دگر مي گيرند و فقط خاطره هاست که چه شيرين و چه تلخ دست نخورده بجا مي ماند.
+ نوشته شده در بیست و نهم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

آخرين مهلت خروج افغاني ها از کشور ?? فروردين ناقلا يه دفعه بي خداحافظي نري
+ نوشته شده در بیست و نهم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

سپاس وستايش دانشگاه آزاد راکه ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد بي پولي هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان مي رسد سب ضرر پس در هر سال دوترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب از جيب و جان که بر آيد کز عهده ي خرجش به در آيد
+ نوشته شده در بیست و نهم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

آنگاه که زندگي همچون ترانه اي جاري مي گردد شاد بودن آسان است اما ارزش انسان زماني آشکار مي گردد که در شرايط آشفته نيز لبخند به لب دارد
+ نوشته شده در بیست و نهم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

با مداد رنگي روزه آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط ختي! کسي برايه من نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثله دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو هستي،مهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!! کدام صبح ميايي؟ کدام چمدن ماله تست؟ کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام رز ماله من ميشوي؟بيا که درده دلم را فقط تو ميفهمي.
+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

شاگردي از استادش پرسيد عشق چيست؟ استاد در جواب گفت به گندم زار برو و پرپشت ترين خوشه را بياور اما در هنگامه عبور از گندم به ياد داشته باش که نميتوني به عقب برگردي تا خوشي بچيني شاگرد به گندم زر رفت و پس از مدت طولاني برگش استاد پرسيد چي اوردي؟ شاگرده با حصرت گفت هيچ!!! هرچي به جلو ميرفتم خوشه ها پر پش  ميديدم به اميده پيدا کردنه پر پش ترين خوشه تا انتهايه گندم زار رفتم ....................................... استاد گف : عشق يعني همين
+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

 دنياي بدون خانمها رو تصور کنيد بازرها خالي  پلها اضافي خيابانها خلوت مخابرات ورشکست شده شياتين بيکاره همه ميرن بهشت
+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

 
زيباترين کلام عشق  پر احساس ترين کلام محبت پر معني ترين کلام نگاه  عالي ترين کلام دوستي تلخ ترين کلام جدايي  دردناکترين کلام خيانت بد ترين کلام تمسخر
+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

الان از آسمون تماس گرفتن  و گفتن که نازترين و زيباترين  فرشتشون  گم شده ؛  نترس تو رو لو ندادم
+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

وقتي داري فکر ميکني که من دارم فکر ميکنم که تو داري فکر ميکني که من به چي فکر ميکنم دلم ميخواد که فکر کني که من بتو فکر ميکنم
+ نوشته شده در بیست و هفتم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

روزي دوروغ به حقيقت گفت: مايلي به دريا برويم و شنا کنيم؟ حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول خورد. ان 2 با هم به کناره ساحل رفتند، وقتي به ساحل رسيدند، حقيقت لباسايش را در اورد. دروغ حيله گر لباساي او را پوشيد و رفت. از ان روز هميشه حقيقت عريان و زشت است، امّا دروغ در لباسه حقيقت با ظاهري اراسته نماين ميشود.
+ نوشته شده در بیست و هفتم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

همه دنيا رو هر روز به دنبالت دويدم  ولي افسوس  که هيچ وقت به چشمات نرسيدم تحمل ديگه بسه برام  نمونده طاقت ببين که دوريه تو واسم نميشه عادت از سنگ شدي عشق  من
+ نوشته شده در بیست و هفتم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

 در خواب ناز بودم شبي . . . ديديم کسي در مي زند . . . در را گشودم روي او . . . ديدم غم است در ميزند . . . اي دوستان بي وفا . . . از غم بياموزيد وفا . . . غم با آن همه بيگانگي . . . هر شب به من سر مي زند
+ نوشته شده در بیست و هفتم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

يادم باشه که يادت باشه  که يادم بياري که يادت بدم  که ياد بگيري  که يادم بياري  که هميشه به يادتم و يادت هيچ وقت از يادم نميره .اينو يادت  نره
+ نوشته شده در بیست و هفتم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

امروز روز جهاني پوكي استخوانه! ........ كله پوك روزت مبارك!
+ نوشته شده در بیست و هفتم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

خنده آدم ها هميشه از دلخوشي نيست . گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست . کاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم ميياره . يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم ميياره
+ نوشته شده در بیست و هفتم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

خدا به آدم دوتا دست داد،دوتا پا داد،دوتا چشم داد،دوتا گوش داد ولي فقط يکدنه قلب داد،ميدني چرا؟ تا بگردي و اون يکيشو پيدا کني
+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

 زن دوم مثل انرژيه هسته اي مي مونه  با اينکه حق مسلم مسات ولي حق دسترسي به ان را نداريم
+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

يادم باشه که يادت باشه  که يادم بياري که يادت بدم  که ياد بگيري  که يادم بياري  که هميشه به يادتم و يادت هيچ وقت از يادم نميره .اينو يادت  نره

+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

يه روز يه تركه چراغ جادو پيدا مي كنه وقتي غول بيرون مياد مي گه 3 ارزو كن تركه ميگه:1_ يه پرايد2_ يه پرايد3_يه پرايد غول مي پرسه چرا؟ مي گه مي خوام بفروشم يه پژو بخرم
+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

كامپيوترها به 4 دليل دخترند :
1.فقط خالقشون از منطقشون سر در مياره!
2.فقط خودشون زبون خودشون رو مي فهمن!
3.اگه يه كسي پا بندشون بشه بايد هرچي پول داره براشون لوازم جانبي بخره!
4.اگه يكم صبر مي كردي يكي بهترش گيرت مي اومد! خدائيش اگه دروغ ميگم بگو دروغ ميگي
+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

هرگز از مرگ نهراسيده ام. اگر چه دستانش ، از ابتذال، شکننده تر بود. هراس من – باري – همه از مردن در سرزميني است که مزد گور کن از آزادي آدمي افزون باشد. جستن يافتن و آنگاه به اختيار برگزيدن و از خويشتن خويش باروئي پي افکندن ...
+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

 ويژگيهاي پسران باکلاس 1) برداشتن ابرو به مقدار کافي! 2) کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار! 3) بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا! 4) نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست! 5) بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني! 6) گوش دادن موسيقي بدون کلام! 7) نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا! 8) اظهار عدم تمايل به ازدواج! 9)تظاهر به عصبي بودن! 10) بحث در مورد فضاي فکري
+ نوشته شده در بیست و پنجم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

کلاغي قالب پنيري ديد. ?به دهن بر گرفت و زود پريد. ?بر درختي نشست در راهي?که از آن ميگذشت روباهي. ?روبه مياد پاي درخت ميگه چطوري جييگر؟!? چه سري چه دمي بابا ايول...!? نيست بالاتر از مشکي رنگي?... مشکي رنگ عشقه!? يه دهن برامون آواز بخون...? کلاغه پنير رو گذشت زيره بغلش، ميگه انرژيه هسته‌اي حق مسلم مااااااست
+ نوشته شده در بیست و پنجم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

من در اين خانه به گمناکي نمناک علف نزديکم من صداي نفس باغچه را مي شنوم و صداي ظلمت را ، وقتي از برگي مي ريزد و صداي سرفه روشني از پشت درخت، عطسه آب از هر رخنه سنگ، متراکم شدن ذوق پريدن در بال و ترک خوردن خودداري روح من صداي قدم خواهش را مي شنوم.... سهراب سپهري
+ نوشته شده در بیست و پنجم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

اگر بهترين دوستم نيستي لا اقل بهترين دشمنم باش اگر غمخوارم نيستي لا اقل بزرگترين غمم باش.هر چه هستي بهترين باش چون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند پس در بدترين خاطره هايم بهترين باش
+ نوشته شده در بیست و پنجم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

ترکه تو خيابون داشت راه مي رفت  يه هو يه ماشين بهش ميزنه  بلند ميشه ميگه : حلا من هيچي اگه يه آدم بود چي
+ نوشته شده در بیست و پنجم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

كوچولو كجايي؟ نيستي؟ شنيدم اون بالا بالاها داري با تنهاييت حال ميكني! اگه زحمتت نيست 2 تا... فقط 2تا نارگيل براي من بنداز پايين!
+ نوشته شده در بیست و پنجم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

درياي غم ساحل ندارد. ترکا همشو آسفالت کردن
+ نوشته شده در بیست و پنجم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

ميدوني فرقه تو با توپ فوتبل چيه؟ نه؟ ...اونو بايد تلاش کني تا گلش کني، ولي تو خودت گلي!
+ نوشته شده در بیست و پنجم فروردین 1385ساعت توسط عادل |

دانشجو گر عاشق شود,بي پرده مشروط مي شود چيزي شبيه آب هويج با کوفته مخلوط مي شود در خواب ناز بودم شبي . . . ديديم کسي در مي زند . . . در را گشودم روي او . . . ديدم غم است در ميزند . . . اي دوستان بي وفا . . . از غم بياموزيد وفا . . . غم با آن همه بيگانگي . . . هر شب به من سر مي زند
+ نوشته شده در بیست و پنجم فروردین 1385ساعت توسط عادل |